علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

قدم به قدم با علی عزیز مامان و بابا

ختنه سوران داریم ما

بالاخره یاشار عزیزم مرد شد😘 چندوقتی بود از سوزش ادرار شکایت میکرد که بابایی به طور جدی به این موضوع فک کرد. تو شعبه یکی از مشتریان که پزشک بود، یه پزشک متخصص اطفال رو معرفی کرده بو (من اصرار داشتم ببریم اتاق عمل اما باباش موافق نبود.). خلاصه صبح پنجشنبه که سرکار بودم بابا نوبت گرفته بود و عصرش بردیمش مطب. از صبح هم نخوابونده بودیمش. از اون طرف آنا و آقا هم اومدن. بعد از معاینه، داروی خواب آور رو تزریق کردن و چراغها رو خاموش کردن و یاشار عزیزم رو خوابوندم. خوابش که عمیق شد سوزن بی حسی و ... جالب بود که با یه دستگاهی کار انجام دادن که مثل یه سیم داغ بود و میسوزوند و خونریزی نداشت. 21 بخیه ریز هم خورد البته. تمام مراحلش رو نگاه کردم با دقت. ...
15 شهريور 1405

برنامه همکار و دوست عزیزم برای بازنشستگی

چند روزی هست که همکار و دوست عزیزم صحبت از برنامه اش برای بازنشستگی در سال آینده کرده. ناگفته نماند تو این یک سال و خورده ای که سمت گرفته، کارش چند برابر شده و شخصیتش هم طوری هست که در کنار منظم بودن حضورش در اداره، باید همه کارها رو در اسرع وقت و به نحو احسن انجام بده و این به خودی خود فشار کار رو چند برابر میکنه. حالا گیر دادن های وقت و بی وقت و به جا و بی جای مافوق ها در کنار کمبود نیرو و عدم همکاری درست و کامل برخی کارکنان+ ترغیب و تشویق همکاران برای انجام ماموریت و یا انجام دادن کار اون هم صحیح و به موقع، این فشار رو مضاعف میکنه. در کنارش دکتری بخونی و از همه مهمتر به بچه ها رسیدگی کنی (تو این مورد الگو بوده برای من که به نیازهای ه...
4 شهريور 1405
1